ظهر

اتوبوس

شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۰۹ ب.ظ

یه بعد از ظهر دلگیره غمگین.فکر صدای پسرم که صدام میزنه یک لحظه از سرم دور نمیشه.چه سخته ترک کردن شهری که اون توشه مخصوصا توی ای بعدازظهر غمگین.الان توی اتوبوس نشستم و احساس میکنم غمگینترین و شکست خورده ترین ادمه روی زمینم.زندگیم فل و پاشیده.پسرم این شیرینترین واژه ی زندگیم دورمه.اون توی یک شهر دیگه و من توی یک شهر دیگه.الان جز منو غمه دلتنگیو اتوبوس هیچ چیزی نیست...

  • rez Kh

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی